تبليغاتX
قمار
خنک آن قمار بازی که بباخت هرچه بودش ..... بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر

 

از نام تو پر شدم، سرشار گشتم... سنگين و سنگين و سنگين تر و...

 

بعد به زمين فرو رفتم. از لايه اول و دوم و سوم گذشتم؛ نام تو ذكرم.    

 

خواستمت؛ نيافتم؛ فريادت كردم؛ نبودي؛ تكرارت كردم و تكرار ممتد

 

نامت ريسماني شد.پله پله بالا آمد؛ به لايه دوم رسيد. زمين لرزيد؛

 

جهان لرزيد. واقعه اي در راه بود.  

     

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم خرداد 1385ساعت 20:33  توسط ح. ث.م | 
 

لحظه دیدنش میگفتم چندی با همیم و بوسه ای و آغوشی و ... فراموشی.

اما وقتی رفت چشمان تارم مسیر را گم کرد وتا امروز....

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 19:38  توسط ح. ث.م | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
پنهان زعالمیم زبس عین عالمیم
چون قطره در روانی دریا گمیم ما

میرزا اسدالله غالب دهلوی

نوشته های پیشین
آبان 1386
تیر 1385
خرداد 1385
پیوندها
سهیل محمودی(سر گذر)
علی رضا تابش(ایران فیروزه ای)
انجمن شاعران ایرن
مجتبی گلستانی
محمود حبیبی (قلندر)
دکتر شکرخواه(دات)
اميرحسين كاكايي
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان