تبليغاتX
قمار -
خنک آن قمار بازی که بباخت هرچه بودش ..... بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر
 

لحظه دیدنش میگفتم چندی با همیم و بوسه ای و آغوشی و ... فراموشی.

اما وقتی رفت چشمان تارم مسیر را گم کرد وتا امروز....

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 19:38  توسط ح. ث.م | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
پنهان زعالمیم زبس عین عالمیم
چون قطره در روانی دریا گمیم ما

میرزا اسدالله غالب دهلوی

نوشته های پیشین
آبان 1386
تیر 1385
خرداد 1385
پیوندها
سهیل محمودی(سر گذر)
علی رضا تابش(ایران فیروزه ای)
انجمن شاعران ایرن
مجتبی گلستانی
محمود حبیبی (قلندر)
دکتر شکرخواه(دات)
اميرحسين كاكايي
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان